فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 153
سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد ، به دست مرحمت يارم در اميدواران زد چو پيش صبح روشن شد که حال مهر گردون چيست ، برآمد خنده خوش بر غرور کامگاران زد نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست ، گره بگشود از ابرو و بر دل هاي ياران زد من از رنگ صلاح آن دم به خون دل بشستم دست ، که چشم باده پيمايش صلا بر هوشياران زد کدام آهن دلش آموخت اين آيين عياري ، کز اول چون برون آمد ره شب زنده داران زد خيال شهسواري پخت و شد ناگه دل مسکين ، خداوندا نگه دارش که بر قلب سواران زد در آب و رنگ رخسارش چه جان داديم و خون خورديم ، چو نقشش دست داد اول رقم بر جان سپاران زد منش با خرقه پشمين کجا اندر کمند آرم ، زره مويي که مژگانش ره خنجرگزاران زد شهنشاه مظفر فر شجاع ملک و دين منصور ، که جود بي دريغش خنده بر ابر بهاران زد از آن ساعت که جام مي به دست او مشرف شد ، زمانه ساغر شادي به ياد ميگساران زد ز شمشير سرافشانش ظفر آن روز بدرخشيد ، که چون خورشيد انجم سوز تنها بر هزاران زد دوام عمر و ملک او بخواه از لطف حق اي دل ، که چرخ اين سکه دولت به دور روزگاران زد
نظر بر قرعه توفيق و يمن دولت شاه است
،
بده کام دل حافظ که فال بختياران زد
تعبیر:
بخت و اقبال مساعدی خواهی داشت. شاهد پیروزی را به زودی در بر خواهی گرفت. راهی را که در پیش گرفته ای ادامه بده. با توکل به خداوند موفق خواهی شد.
فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 319
سال ها پيروي مذهب رندان کردم ، تا به فتوي خرد حرص به زندان کردم من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه ، قطع اين مرحله با مرغ سليمان کردم سايه اي بر دل ريشم فکن اي گنج روان ، که من اين خانه به سوداي تو ويران کردم توبه کردم که نبوسم لب ساقي و کنون ، مي گزم لب که چرا گوش به نادان کردم در خلاف آمد عادت بطلب کام که من ، کسب جمعيت از آن زلف پريشان کردم نقش مستوري و مستي نه به دست من و توست ، آن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع ، گر چه درباني ميخانه فراوان کردم اين که پيرانه سرم صحبت يوسف بنواخت ، اجر صبريست که در کلبه احزان کردم صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ ، هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
گر به ديوان غزل صدرنشينم چه عجب
،
سال ها بندگي صاحب ديوان کردم
تعبیر:
سعی و تلاش تو نتیجه خواهد داد و سرانجام به مقصود خود خواهی رسید. با دوستان مشورت کن و به سخنان دشمنان گوش فرا نده. دوست و دشمن را بشناس. عقل و تدبیر را در همه جا به کار ببند تا نادم و پشیمان نشوی. خدا را فراموش نکن.
فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 404
مي فکن بر صف رندان نظري بهتر از اين ، بر در ميکده مي کن گذري بهتر از اين در حق من لبت اين لطف که مي فرمايد ، سخت خوب است وليکن قدري بهتر از اين آن که فکرش گره از کار جهان بگشايد ، گو در اين کار بفرما نظري بهتر از اين ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق ، برو اي خواجه عاقل هنري بهتر از اين دل بدان رود گرامي چه کنم گر ندهم ، مادر دهر ندارد پسري بهتر از اين من چو گويم که قدح نوش و لب ساقي بوس ، بشنو از من که نگويد دگري بهتر از اين
کلک حافظ شکرين ميوه نباتيست به چين
،
که در اين باغ نبيني ثمري بهتر از اين
تعبیر:
اگر تلاش بیشتری داشته باشی حتماً به آرزوی خود می رسی. با دوستان با تجربه مشورت کن تا بهتر بتوانی تصمیم بگیری. در امر زندگی با دقت نظر بیشتری بپرداز و همه ی جوانب را بسنج.
فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 54
ز گريه مردم چشمم نشسته در خون است ، ببين که در طلبت حال مردمان چون است به ياد لعل تو و چشم مست ميگونت ، ز جام غم مي لعلي که مي خورم خون است ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو ، اگر طلوع کند طالعم همايون است حکايت لب شيرين کلام فرهاد است ، شکنج طره ليلي مقام مجنون است دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوي است ، سخن بگو که کلامت لطيف و موزون است ز دور باده به جان راحتي رسان ساقي ، که رنج خاطرم از جور دور گردون است از آن دمي که ز چشمم برفت رود عزيز ، کنار دامن من همچو رود جيحون است چگونه شاد شود اندرون غمگينم ، به اختيار که از اختيار بيرون است
ز بيخودي طلب يار مي کند حافظ
،
چو مفلسي که طلبکار گنج قارون است
تعبیر:
از دوری عزیزی در رنج و عذابی و آرزوی دیدن او را داری. صبر کن تا دوره ی هجران به سر آید. ارتباط خود را با او قطع نکن. مال و سرمایه ای را از دست داده ای. دوباره با کمی صبر آن را بدست خواهی آورد.
فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 447
بيا با ما مورز اين کينه داري ، که حق صحبت ديرينه داري نصيحت گوش کن کاين در بسي به ، از آن گوهر که در گنجينه داري وليکن کي نمايي رخ به رندان ، تو کز خورشيد و مه آيينه داري بد رندان مگو اي شيخ و هش دار ، که با حکم خدايي کينه داري نمي ترسي ز آه آتشينم ، تو داني خرقه پشمينه داري به فرياد خمار مفلسان رس ، خدا را گر مي دوشينه داري
نديدم خوشتر از شعر تو حافظ
،
به قرآني که اندر سينه داري
تعبیر:
با خشم و کینه به هیچ جا نمی رسی. بهتر است با تعقل و تدبر پیش بروی و دوستانه با مسائل و مشکلات روبرو شوی. از دوستان خیرخواه کمک بطلب و به الطاف بی انتهای خداوند ایمان بیاور.
فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 206
پيش از اينت بيش از اين انديشه عشاق بود ، مهرورزي تو با ما شهره آفاق بود ياد باد آن صحبت شب ها که با نوشين لبان ، بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود پيش از اين کاين سقف سبز و طاق مينا برکشند ، منظر چشم مرا ابروي جانان طاق بود از دم صبح ازل تا آخر شام ابد ، دوستي و مهر بر يک عهد و يک ميثاق بود سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ، ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود حسن مه رويان مجلس گر چه دل مي برد و دين ، بحث ما در لطف طبع و خوبي اخلاق بود بر در شاهم گدايي نکته اي در کار کرد ، گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار ، دستم اندر دامن ساقي سيمين ساق بود در شب قدر ار صبوحي کرده ام عيبم مکن ، سرخوش آمد يار و جامي بر کنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
،
دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود
تعبیر:
دوستی نسبت به تو بی مهر شده است. سعی کن ریشه ی اختلاف را بشناسی و چشم او را با حقیقت آشنا سازی. کمی از غرور خود کم کن تا بهتر بتوانی چاره اندیشی کنی. در راه عشق صابر و پر حوصله باش و به هرچه پیش آید راضی باش.
فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 298
مقام امن و مي بي غش و رفيق شفيق ، گرت مدام ميسر شود زهي توفيق جهان و کار جهان جمله هيچ بر هيچ است ، هزار بار من اين نکته کرده ام تحقيق دريغ و درد که تا اين زمان ندانستم ، که کيمياي سعادت رفيق بود رفيق به مومني رو و فرصت شمر غنيمت وقت ، که در کمينگه عمرند قاطعان طريق بيا که توبه ز لعل نگار و خنده جام ، حکايتيست که عقلش نمي کند تصديق اگر چه موي ميانت به چون مني نرسد ، خوش است خاطرم از فکر اين خيال دقيق حلاوتي که تو را در چه زنخدان است ، به کنه آن نرسد صد هزار فکر عميق اگر به رنگ عقيقي شد اشک من چه عجب ، که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقيق
به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام
،
ببين که تا به چه حدم همي کند تحميق
تعبیر:
دوست یکرنگ و صدیق، بهترین نعمت دنیا است. دوستان خوب دیر به دست می آیند و زود از دست خواهند رفت، بنابراین مراقب باش تا با غرور و خودپسندی، دوستان را از خود نرنجانی زیرا در زندگی به وجود آنها نیاز خواهی داشت.
فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 71
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست ، در حق ما هر چه گويد جاي هيچ اکراه نيست در طريقت هر چه پيش سالک آيد خير اوست ، در صراط مستقيم اي دل کسي گمراه نيست تا چه بازي رخ نمايد بيدقي خواهيم راند ، عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نيست چيست اين سقف بلند ساده بسيارنقش ، زين معما هيچ دانا در جهان آگاه نيست اين چه استغناست يا رب وين چه قادر حکمت است ، کاين همه زخم نهان هست و مجال آه نيست صاحب ديوان ما گويي نمي داند حساب ، کاندر اين طغرا نشان حسبه لله نيست هر که خواهد گو بيا و هر چه خواهد گو بگو ، کبر و ناز و حاجب و دربان بدين درگاه نيست بر در ميخانه رفتن کار يک رنگان بود ، خودفروشان را به کوي مي فروشان راه نيست هر چه هست از قامت ناساز بي اندام ماست ، ور نه تشريف تو بر بالاي کس کوتاه نيست بنده پير خراباتم که لطفش دايم است ، ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست
حافظ ار بر صدر ننشيند ز عالي مشربيست
،
عاشق دردي کش اندربند مال و جاه نيست
تعبیر:
رنج و مصیبت را فقط با پایداری و استقامت و امید می توان تحمل کرد. باید فقط به خداوند روی آوری و با دعا و نیایش حوادث را از خود دور کنی. به متکبران و ریاکاران روی نیاور زیرا گره ای از کار تو نمی گشایند.
فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 208
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود ، گر تو بيداد کني شرط مروت نبود ما جفا از تو نديديم و تو خود نپسندي ، آن چه در مذهب ارباب طريقت نبود خيره آن ديده که آبش نبرد گريه عشق ، تيره آن دل که در او شمع محبت نبود دولت از مرغ همايون طلب و سايه او ، زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود گر مدد خواستم از پير مغان عيب مکن ، شيخ ما گفت که در صومعه همت نبود چون طهارت نبود کعبه و بتخانه يکيست ، نبود خير در آن خانه که عصمت نبود
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
،
هر که را نيست ادب لايق صحبت نبود
تعبیر:
هیچ کاری با خشونت و بدون سعی و تلاش به انجام نمی رسد. از دوستان ظاهرالصلاح کمک نطلب زیرا به نفع خود کار می کنند. ایمان و اراده به هدف، نیمی از مشکلات تو را چاره می سازند. دعا کن تا روحیه ی قوی داشته باشی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 214
ديدم به خواب خوش که به دستم پياله بود ، تعبير رفت و کار به دولت حواله بود چهل سال رنج و غصه کشيديم و عاقبت ، تدبير ما به دست شراب دوساله بود آن نافه مراد که مي خواستم ز بخت ، در چين زلف آن بت مشکين کلاله بود از دست برده بود خمار غمم سحر ، دولت مساعد آمد و مي در پياله بود بر آستان ميکده خون مي خورم مدام ، روزي ما ز خوان قدر اين نواله بود هر کو نکاشت مهر و ز خوبي گلي نچيد ، در رهگذار باد نگهبان لاله بود بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح ، آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود ديديم شعر دلکش حافظ به مدح شاه ، يک بيت از اين قصيده به از صد رساله بود
آن شاه تندحمله که خورشيد شيرگير
،
پيشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
تعبیر:
به زودی شاهد بخت و مقصود را در آغوش می کشی و مزد رنج و زحمات خود را خواهی گرفت. با مهر و محبت می توانی زندگی راحت و آسوده ای داشته باشی. هیچ چیز بهتر از صداقت و یکرنگی نیست.
فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 298
مقام امن و مي بي غش و رفيق شفيق ، گرت مدام ميسر شود زهي توفيق جهان و کار جهان جمله هيچ بر هيچ است ، هزار بار من اين نکته کرده ام تحقيق دريغ و درد که تا اين زمان ندانستم ، که کيمياي سعادت رفيق بود رفيق به مومني رو و فرصت شمر غنيمت وقت ، که در کمينگه عمرند قاطعان طريق بيا که توبه ز لعل نگار و خنده جام ، حکايتيست که عقلش نمي کند تصديق اگر چه موي ميانت به چون مني نرسد ، خوش است خاطرم از فکر اين خيال دقيق حلاوتي که تو را در چه زنخدان است ، به کنه آن نرسد صد هزار فکر عميق اگر به رنگ عقيقي شد اشک من چه عجب ، که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقيق
به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام
،
ببين که تا به چه حدم همي کند تحميق
تعبیر:
دوست یکرنگ و صدیق، بهترین نعمت دنیا است. دوستان خوب دیر به دست می آیند و زود از دست خواهند رفت، بنابراین مراقب باش تا با غرور و خودپسندی، دوستان را از خود نرنجانی زیرا در زندگی به وجود آنها نیاز خواهی داشت.
فال حافظ روزانه یکشنبه 22 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 23
خيال روي تو در هر طريق همره ماست ، نسيم موي تو پيوند جان آگه ماست به رغم مدعياني که منع عشق کنند ، جمال چهره تو حجت موجه ماست ببين که سيب زنخدان تو چه مي گويد ، هزار يوسف مصري فتاده در چه ماست اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد ، گناه بخت پريشان و دست کوته ماست به حاجب در خلوت سراي خاص بگو ، فلان ز گوشه نشينان خاک درگه ماست به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است ، هميشه در نظر خاطر مرفه ماست
اگر به سالي حافظ دري زند بگشاي
،
که سال هاست که مشتاق روي چون مه ماست
تعبیر:
گرفتار غم و اندوهی و از آن به سادگی رها نخواهی شد. امیدوار باش. سعی و کوشش کن. سهل انگاری را رها کن. این گره به دست خودت باز می شود.